دخترک شگفت انگیز

شیرین زبونی های دخترکم
به دستهامو بشور میگه : دست ایشور .
به هواپیما میگه : پیما .
به عمو مهران میگه : عمو میران .
به باز کردن وسیله یا درب هر چیزی رو که میخوادباز کنه میگه : باز شه .

کارهای بامزه دخملکم
توی حیاط یا خیابون تا گربه می بینه بدو دنبالش ( یعنی گربه بدو رامیلا بدو ) خلاصه گربه ها از دست رامیلا آسایش ندارن .
صدای هر چیز جدید یا صدای هواپیما هم می شنوه می پرسه ناناز چیه .
وقتی کسی هم خیلی صداش کنه بهش بر می گرده میگه مگه آزار داری ، چته چته .
وقتی هم بهش می گیم این حرفو بگو یا اون کلمه رو تکرار کنه لجبازی میکنه هیچی نمیگه یکدفعه یک جایی میگه که هیچ ربطی نداره .
چند روز پیش هم رفته بود جلوی آینه و پودر آرایشی مامان ناناز و برداشته بود که داشته آرایش می کرد و بعد هم یک رژ لب برداشته بود چون نمی تونست رژ لبه رو بکشه بالا انگشتشو هل داده بود توشو لباشو و گونه هاشو رژ لبی کرده بود .





دخترک شگفت انگیز 








